تاريخ : سه‌شنبه 26 اردیبهشت 1391 | 12:18 | نویسنده : tgeo90

 


 

 

اگه میخواید درباره دریاچه ارومیه بیشتر بدونید روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


 

درياچه‎هاي ايران

درياچة اروميه : درياچة اروميه كه در گذشته «چي‎چست» و «كبودان» نام داشته بزرگ‎ترين و شورترين درياچة دائمي ايران و يكي از درياچه‎هاي فوق اشباع از نمك دنيا است كه از اين نظر با درياچة بزرگ نمك Great Salt Lake آمريكا شباهت دارد.

درازاي آن 140 و پهناي آن ميان 15 تا 50 كيلومتر و مساحت آن بين 5000 تا 6000 كيلومترمربع (بر حسب ميزان بارش و تبخير) است. به باور فورون (1941)، در پليو – پليستوسن، درياچة اروميه تا تبريز و مراغه گسترش داشته است. اين درياچه در يك فرونشست كم ژرفاي وسيع با ميانگين ژرفاي 6  متر قرار گرفته است. ولي ژرف‎ترين نقطة آن با 13 متر عمق در گوشة شمال باختري جاي دارد. سطح آن نسبت به سطح آب درياهاي آزاد، 1300 متر بالاتر قرار دارد. در اين درياچه بيش از 102 جزيره وجود دارد كه شكل و اندازة آنها با ميزان بارش سالانه تناسب دارد. در بين اين جزايركوچك و بزرگ، شبه جزيرة اسلامي (شاهي) بزرگ‎ترين آنها است كه در سال‎هاي پر بارش به صورت جزيره درمي‎آيد. بر خلاف جزيرة اسلامي كه از سنگ‎هاي آتشفشاني پليوسن است، ديگر جزاير، نهشته‎هاي فليش گونة كرتاسة زيرين و يا سنگ آهك‎هاي ريفي زمان ميوسن‎ (سازند قم) هستند. سطح حوضة آبريز درياچه حدود 50000 كيلومترمربع است. زرينه‎رود، سيمينه‎رود، زولاي‎چاي و آجي‎چاي از رودهاي عمدة وارده به درياچه هستند. از ميان رودهاي گفته شده،‌ آجي‎چاي از رسوب‎هاي نمكي نئوژن خاور تبريز عبور مي‎كند و در حمل مقدار قابل ملاحظه‎اي نمك به درياچه نقش دارد.

اگرچه در گزارش‎هاي قديمي (گونتر، 1899 و بوبك، 1934)، درياچة اروميه را باقيماندة درياي مديترانه دانسته‎اند ولي از نگاه زمين‎شناسي، اين حوضه حاصل عملكرد سامانه‎هاي گسل‎هاي فشاري مانند گسل تبريز و زرينه‎رود است كه در سيستم آبگيري آن نقش اساسي داشته‎اند. از نگاه زمين‎ساختي صفحه‎اي، به باور مكنزي (1972 و 1976) درياچة اروميه، در قسمتي از پهنة خرد شدة بين صفحه‎هاي عربستان و ايران و ريزصفحه‎هاي ايران و تركيه قرار گرفته و مي‎توان آن را نوعي درياچة زمين‎ساختي دانست كه كوه‎هاي بلندي آن را در بر گرفته است.

حدود 35 تا 40 متر نهشته‎هاي نرم درياچه‎اي بر روي پي‎سنگ سخت شدة كرتاسة زيرين و يا سنگ‎آهك‎هاي مارني ميوسن (سازند قم) قرار گرفته كه با ويژگي‎هاي كنوني، سن درياچه را 30 تا 40 هزار سال تعيين مي‎كند. ولي بر اساس پادگانه‎هاي درياچه‎اي پيرامون آن، سن درياچه را 400 تا 500 هزار سال برآورد مي‎كنند.

نمونه‎هاي گرفته شده از رسوبات نرم بستر، نشانگر رديفي از رسوبات هولوسن است كه قسمت‎هاي زيرين آن بازگوي محيط‎هاي ديرينهPaleoenviroment از نوع كويري Playa و يا كفةگلي Mud flat است. بررسي دانه‎هاي گرده موجود در رسوبات درياچه نشان مي‎دهد كه در طول عمر درياچه، شرايط خشك اقليمي نيز وجود داشته است.

بيشتر نهشته‎هاي درياچه از نوع شيميايي است. وجود بعضي لايه‎هاي نازك تخريبي (كوارتز، كلسيت، پلاژيوكلاز، كائولينيت) نشانگر تغيير موقتي آب و هوا و شوري درياچه است. از رسوب‎هاي شيميايي درياچه، آراگونيت بيشترين مقدار را دارد كه به صورت تيغه‎هاي نازك و منظم و يا نامنظم است. ژيپس به صورت لايه‎هاي مستقل و بلورهاي درشت در گل و لاي رشد كرده و تشكيل آن در زماني بوده كه سطح آب به حداقل رسيده است. كلسيت‎هاي موجود آواري ‎است و همراه آب رودها به درياچه رسيده‎اند و تغيير مقدار آن نسبت به كوارتز، نمايانگر تغييرات آب و هوايي است. گاهي در رسوبات درياچه‎اي گل و لاي دولوميتي هم وجود دارد كه ممكن است به شيوة جانشيني تشكيل شده باشند. نمك طعام و فلدسپار‎هاي پتاسيم‎دار كاني فرعي هستند. اگرچه در نهشته‎هاي كف ائوليت ديده نشده، ولي در كرانة باختري درياچه، ائوليت در حال تشكيل است. در اين نهشته‎ها، اثري از خاكسترهاي آتشفشاني ديده نشده است. در ضمن نمك مجزا هم ديده نشده كه نشان مي‎دهد درياچه هيچ‎گاه به طور كامل خشك نشده است.

آب درياچة اروميه با pH از 2/7 تا 6/7 از نوع كلريدسديم، منيزيم و سولفات سديم و در حالت زيرقليايي است. تغيير شوري آب، رابطة عكس با ژرفاي درياچه دارد و با افزايش ژرفا، شوري كمتر مي‎شود. ميزان شوري آن در هنگام پرآبي 220 گرم در ليتر و در تابستان تا 280 گرم در ليتر افزايش مي‎يابد. سطح آب در فصول مختلف تا يك متر در نوسان است و به همين دليل در مواقع پر آبي بخش‎هايي از ساحل آن به زير آب مي‎رود. به رغم شوري زياد، جلبك‎هاي سبز مانند  Dundella ، سخت‎پوستان Artemia salina و باكتري‎ها  از موجودات زندة درياچه‎ هستند. اين جانداران در دوام درياچه نقش مؤثر دارند و از نابودي آن جلوگيري مي‎كنند.

مطالعات اكتشافي انجام شده براي استحصال نمك از درياچة اروميه نشان داده است كه مجموع ته‎نشست جامد درياچه به بيش از 5 ميليارد تن مي‎رسد. در اين ميان، پتاسيم بر حسب O2K حدود 27 ميليون تن و بر حسب سولفات پتاسيم حدود 60 ميليون تن، منيزيا 244 ميليون تن، بروميد حدود 28 تن و ليتيم حدود 250 تن برآورد شده است (سازمان صنايع و معادن آذربايجان غربي، 1380) بنابراين، پس از مطالعات فرآوري، استحصال نمك‎هاي درياچة اروميه با احداث حوضچه‎هاي تبخير خورشيدي و كارخانة فرآوري امكان‎پذير است.

درياچة بختگان – طَشك : درياچه‎هاي بختگان و طشك دو فرونشست ميان‎كوهي هستند كه ارتفاع آنها از سطح درياي آزاد حدود 1558 متر است. درياچة بختگان كه در باختر  نيريز قرار داردو  به صورت يك فروافتادگي كشيده به طول تقريبي 70 تا 100 كيلومتر است كه روند شمال باختر – جنوب خاور دارد و سطح زير پوشش آن حدود 2000 كيلومترمربع است. سواحل اين درياچه با رسوبات سفيدرنگ تبخيري پوشيده شده‎اند ولي در سواحل نزديك به سنگ‎هاي افيوليتي، رنگ تيره‎تر است. درياچة طَشك با وسعت تقريبي 800 كيلومترمربع در شمال باختري درياچة بختگان و 160 كيلومتري خاور شيراز قرار دارد. تنها راه ارتباطي اين دو درياچه، از طريق دلتاي رودكُر است كه بخشي از آن به درياچة بختگان و بخش ديگر به درياچة طشك مي‎ريزد. تعدادي جزيره و شبه جزيرة كوچك و بزرگ از جنس راديولاريت، سنگ‎هاي پلاژيك و آهك‎هاي سروك در اين دو درياچه وجود دارند كه مهم‎ترين آنها جزاير نرگس و گنبان (در درياچة طشك) و جزيرة مناك در درياچة بختگان است كه مساحت آنها، تابع شرايط بارندگي سالانه است. بلندترين نقطة جزيرة گنبان 1734 متر از سطح دريا است كه از سطح درياچه حدود 185 متر بلندتر است. درياچة طشك ژرفايي كمتر از بختگان دارد و در فصول خشك، ارتباط آن با بختگان قطع مي‎شود.

تأمين كنندة اصلي آب اين دو درياچه، «رودكُر» است كه از كوه‎هاي برآفتاب و موسي‎خاني، در 50 كيلومتري جنوب باختري ده‎بيد سرچشمه مي‎گيرد و در شمال باختري مرودشت، پس از يكي شدن با رود شادكان (شادكام)، و عبور از دشت مرودشت به درياچه‎ها مي‎ريزد. از طريق چشمه سارها كه از سنگ‎آهك‎ها و دولوميت‎هاي پيرامون درياچه سرچشمه مي‎گيرند نيز مقدار قابل توجهي آب وارد درياچه‎ها مي‎شود.

تركيب شيميايي آب دو درياچه از نوع كلريدسديم، كلريدمنيزيم، سولفات سديم (4SO 2Na  2MgCl، (NaCl  مي‎باشد.

از نظر زمين‎ساختي و خاستگاه بايد گفت كه اين دو درياچه نواحي گود فرونشست نيريز – مرودشت هستند كه در تشكيل آنها، گروهي از گسل‎هاي راندگي، با روند شمال باختري – جنوب خاوري نقش دارند و بر اساس دانسته‎هاي موجود، پاره‎اي از آنها، مانند راندگي بختگان، در دورة كواترنر فعال بوده‎اند. ژرفاي بسيار كم درياچه‎ها و نبود پادگانه‎هاي درياچه‎اي كهن، درك زمان تشكيل درياچه را ناممكن ساخته، ولي كرينسلي (1970) به زمان پليستوسن پسين (همزمان با دورة يخچالي وُرم) باور دارد. چنين زماني با جنبش‎هاي كوهزايي چرخة پاياني آلپ كه با فراخاست همراه بوده همخواني دارد.

بررسي‎هاي اكتشافي انجام شده براي استحصال پتاسيم و منيزيم، رضايت‎بخش نبوده است (وزارت صنايع و معادن، 1381).

 

درياچه‎هاي تار و هَوير : درياچه‎هاي زمين‎ساختي تار و هوير در 30 كيلومتري خاور شهرستان دماوند، از جمله درياچه‎هاي آب شيرين كوهستاني هستند كه در ارتفاع بيش از 2900 متر از سطح دريا قرار دارند و راه ارتباطي آنها، جاده ماشين روي دماوند – درياچة تار است. اين دو درياچه در فاصلة حدود 500 متري از يكديگر قرار دارند. بيشترين درازاي درياچة تار 3/1 كيلومتر و ميانگين پهناي آن 400 متر و درازي درياچة هوير حدود 900 متر و ميانگين پهناي آن 150 متر است. دو درياچه بر روي هم نزديك به 7/0 كيلومترمربع وسعت دارند. سرشاخة آب‎هايي كه به اين درياچه‎ها مي‎ريزند، چشمه‎ساران كوه‎هاي قره‎داغ، سياه‎چال و شاه‎نشين در شمال و آبراهه‎هاي فصلي از جنوب است كه قسمتي ازآب آنها وارد درياچه‎ها مي‎شود و قسمتي ديگر، آب رود‎هاي تار و هوير را تأمين مي‎كنند.

در بارة چگونگي تشكيل اين دو درياچه، زمين‎شناسان (اشتال، 1897، آلنباخ، 1972، شهرابي، 1373) ديدگاه واحدي دارند. شواهد زمين‎شناسي پيرامون دو درياچه سبب شده تا آنها بر اين باور باشند كه در شكل‎گيري دو درياچه، عملكرد توأم راندگي مُشا – فشم (آبيك، فيروزكوه، شاهرود) و كوه لغز پهلوي جنوبي درياچه (زرين‎كوه) نقش اساسي داشته‎اند. بدين‎سان كه حركات جوان اين راندگي در زمان كواترنر، سبب رانش به نسبت بزرگي از زرين‎كوه (رشته كوه‎هاي جنوب درياچه) شده و با ايجاد پشته‎اي به بلنداي بيش از 50 متر، سدي طبيعي در برابر روان آب‎هاي سطحي ايجاد و شرايط لازم براي انباشت آب فراهم آمده است. تيپ شيميايي آب درياچة تار، بر اساس مطالعات (لوفلروين، 1950)  از نوع كلسيم، منيزيم، كربنات )3  –MgCO 3  (CaCOاست.

 

درياچة پريشان (فامور) : درياچة پريشان يا فامور، در 15 كيلومتري جنوب خاوري شهرستان كازرون قرار داد و نام درياچه از كوه فامور، در شمال خاوري آن گرفته شده است. آب درياچه شيرين است و بخش بيشتر آن، از آبراهه‎هايي است كه از كوه فامور سرچشمه مي‎گيرند و بخشي نيز از منابع زيرزميني تأمين مي‎شود. ژرفاي كم درياچه سبب مي‎شود كه در فصول خشك بخشي از آن زير پوشش نهشته‎هاي تبخيري قرار گيرد. درياچة پريشان با حدود 43 كيلومترمربع وسعت، در فرونشست كم ژرفايي تشكيل شده كه از سطح دريا حدود 820 متر بلندتر است و در پيرامون آن رخنمون‎هاي مرتفع از واحدهاي سنگ‎چينه‎اي زاگرس ديده مي‎شود كه به سن كرتاسة پسين تا كواترنر است. از ديدگاه ساختاري و زمين‎شناسي، درياچة فامور در پهنة زاگرس چين خورده قرار گرفته. شهرابي (1373) بر اين باور است كه حركت‎هاي جوان گسل فعال كازرون و گسل‎هاي وابسته كه در فاصلة كمي از درياچه قرار دارند، در شكل‎گيري فرونشست كازرون و لغزش سازند نامقاوم گچساران نقش داشته‎اند. نامبرده وجود چندين زمين‎لغز از سازند گچساران را تأييدي بر نظر خود مي‎داند.

 

درياچة جازموريان ( جزموريان ) : هامون جازموريان، يك فرونشست زمين‎ساختي جوان در 150 كيلومتري باختر ايرانشهر است كه  و بلندي آن از سطح درياي آزاد 350 متر مي‎باشد. وسعت اين هامون در فصول پرباران، 3300 كيلومترمربع است و به دليل شرايط اقليمي ويژه، در بيشتر مواقع سال، بخش اعظم آن به كفة نمكي وكفه‎هاي رسي تبديل مي‎شود. رودها و آبراهه‎هاي متعدد دائمي و موقت، به اين هامون مي‎ريزند كه از ميان آنها، رود بَمپور و هليل‎رود اهميت بيشتري دارند. در بارة شوري رودهاي وارده و درصد نمك آب درياچه گزارش‎هاي موجود هماهنگي دارد. در گزارش‎ اوبرلندر (1988)،  آب هامون قابل شُرب دانسته شده ولي فيشر (1968) آب هامون را شور مي‎داند. بنابر دانسته‎هاي موجود، شوري آب جازموريان تا حد فوق اشباع از نمك است. كرينسلي (1970) گسترة هامون جازموريان را شامل سه بخش زير دانسته است:

* درياچة فصلي كه گسترة آن در فصول خشك و مرطوب تغييرات زيادي دارد و در بيشتر جاها در اواخر تابستان و اوايل پاييز ناپديد مي‎شود.

* پهنة مرطوب كه سطحي در حدود 22 درصد مي‎پوشاند.

* پهنة باتلاقي كه 59 درصد از منطقة مرطوب را زير پوشش دارد و مرز بالايي آن به پهنه‎هاي سيلتي- رسي است.

هامون جازموريان در مركز يك فرونشست زمين‎ساختي جوان است كه بين رشته كوه‎هاي جبال‎بارز (در شمال) و رشته كوه‎هاي بشاگرد (در جنوب) قرار دارد. در گذشته اين فرونشست را لبة جنوبي بلوك لوت مي‎دانستند، ولي در حال حاضر اين باور وجود دارد كه جازموريان نوعي فرونشست پيش كماني است كه در شكل‎گيري آن، فرورانش پوستة اقيانوسي عمان به زير مكران و همچنين عملكرد گسل‎هاي همروند با فروافتادگي، به ويژه مجموعة گسلي بشاگرد، نقش داشته‎اند. اشتوكلين (1970) پديدة فروافتادگي را به رخدادهاي نئوژن – كوارترنري نسبت داده، ولي كرينسلي (1970) زمان تشكيل آن را پليستوسن مي‎داند.

 

 

درياچة حوض‎سلطان : درياچة حوض‎سلطان يا درياچة شاهي، فروافتادگي نامتقارني با 330 كيلومترمربع وسعت،  در 35 كيلومتري شمال قم و در شمال باختري درياچة نمك است. اين درياچه شامل دو چالة جدا از هم يكي به نام «حوض‎سلطان» و ديگري به نام «حوض‎مره» است  كه با آبراهة باريكي به هم وصل مي‎شوند. حوضة باختري (حوض‎سلطان) داراي بلندي 806 متر از سطح دريا است كه به طور معمول از روان‎آب‎هاي سطحي تغذيه مي‎شود. حوضة خاوري (حوض‎مره)، افزون بر روان‎آب‎ها، از رودهايي مانند رودشور و قره‎چاي نيز بهره مي‎گيرد. مطالعات مستوفي (1350) نشان مي‎دهد كه آب‎ ابتدا وارد حوض‎مره شده و پس از پر شدن آن، از مسيل دو حوض گذشته وارد حوض‎سلطان مي‎شود و هنگامي كه آب در حوض‎سلطان چند متر بالاتر آمد، به طرف حوض‎مره بازمي‎گردد و سرريز اين دو حوض، به درياچة نمك تخليه مي‎شود. مشاهدات صحرايي كرينسلي (1970)، نشان مي‎دهد كه از مركز درياچه به خارج دو پهنة جداگانة قابل شناسايي است. يكي مركز درياچه كه حدود 24 درصد از مساحت آن را زير پوشش دارد و با پوستة نمكي پوشيده شده است. دوم، زون مرطوب كه 76 درصد بقيه را تشكيل مي‎دهد كه به زون گياهان ريشه‎ بلند به پهناي 20 متر مي‎رسد. پوستة نمكي با 5 سانتيمتر ضخامت، شامل نوارهاي هم‎مركز سفيد و خاكستري است و در زير آن سيلت‎هاي رسي و خاكستر



  • بیماری ایدز
  • گلریزون
  • ورود کاربران

    خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

    رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
    حساب کاربری ندارید؟

    فراموشی رمز عبور

    نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

    یا

    ثبت نام کاربران

    در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

    قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

    نظرات کاربران

    دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید