سلام .بعد از چندین روز دوباره اومدم که واستون مصاحبه بذارم.
امتحانا که تموم شد؟....خدا را شکر....واسه من که فرقی نمیکرد امتحان باشه یا نباشه به هر حال من هیچ کدوم از درسها را نخوندم.....
ولش بابا......بریم سراغ مصاحبه بعدی....
☺خودتون رو بیشتر معرفی کنید:
◘ جابر محمودی متولد ۱۳۷۱ تبریز
☺از این که زمین قبول شدی راضی هستی یا این که دوست داشتی رشته دیگه ای قبول بشی؟
(برای دیدن بقیه مصاحبه به ادامه مطلب بروید)(زبونم مو درآورد از بس گفتم عضو شوید.عضو شوید دیگه.ای بابا مگه با تو نیستم عضو شو.بهت میگم عضو شو....بزنم ملاجتو......)
◘بله بنده بنابه درس خواندنم رشته زمین را از همه بیشتر دوست داشتم.
☺آیا از جوّ کلاس راضی هستی؟
◘خیر از این روابط سوسولانه کلاس خوشم نمیاد
☺اولین چیزی که بادیدن کلمات زیر به ذهنت میاد چیه؟
دانشجو: بی پول
کلاس بلور:کلاس نظم
فوتبال:عشق و حال
تیم:تراختور
دانشکده علوم طبیعی:ویرانه شام
سرویس خوابگاه:پل قاری(قاری کورپوسی)
معادل شخصیت های زیر در کلاس خودمان:(این بخش صرفاً جهت شوخی و صمیمیت بیشتر بوده است و جنبهءتوهین و مسخره کردن در آن به هیچ عنوان وجود ندارد ):::
آنشرلی: خانم اقل الناس
شرلوک هولمز: رحیم محمدلو
ایکیوسان: حسین علیپور
شنل قرمزی: خانم عسگری
سوباسا: اصغر نوری
پسر شجاع: فریبرز فدایی وش
جودی ابُد: خانم اکبری
مستر بین: حامد محمودی
جومونگ: محمد
میتی کمون: حسین فروغیان
پلنگ صورتی: وحید پاشاپور
کارگاه گجد: جابر محمودی
میگ میگ: حسن حیدری
تابالوگا: افشین مجیدی
لوک خوش شانس: یونس پورکامجویی
☺شخصیت های صمیمی کلاس:
◘وحید و یونس و محمد و فروغیان و مجیدی و اسدی
☺درس خوان های کلاس:
◘خانم احمدی و حیدری و موسی فتحی
☺سایلنت های کلاس:
◘حیدری و موسی فتحی و فرزانه
☺سخن پایانی:
خدا همه ما را عاقبت به خیر و عاشق امام حسین ع قرار بدهد.
خوابگاه:دوست دارم
.: Weblog Themes By Pichak :.